تبليغاتX
دوباره دل هوای با تو بودن کرده

دوباره دل هوای با تو بودن کرده

+ نوشته شده در  جمعه 1385/08/19ساعت 22:17  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:6  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:5  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:4  توسط جاسم  | 

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:4  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:1  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:1  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 23:0  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 22:59  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 22:59  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 22:58  توسط جاسم  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/08/04ساعت 22:57  توسط جاسم  | 

دوباره دل هوای با تو

دوباره دل هواي با تو بودن كرده

نگو اين دل دوري عشق تو باور كرده

دل من خسته از اين دست به دعاها بردن

همه ي آرزوهام با رفتن تو مردن

حالا من يه آرزو دارم تو سينه

كه دوباره چشم من تو رو ببينه

واسه پيدا كردنت تن به دل صحرامي دم

آخه تو رنگ چشمات پيوند دنيا رو ديدم

توي هفتا آسمون تو تك ستاره ي مني

بخدا ناز تو چشماتوبه دنيا نمي دم

دوباره دل هواي با تو بودن كرده

+ نوشته شده در  شنبه 1385/07/22ساعت 23:7  توسط جاسم  | 

راز دوست داشتن

 

رازي كه فاش شد  (دوستت دارم)

بارها خواستم رازي كه مدتها ست در قلبم

نگه داشته ام برايت فاش كنم مي خواستم كه بگويم

دوستت دارم اما نتونستم!

هر گاه از كنارم مي گذشتي آرزو مي كردم اين

راز را از چشمانم اين چشمان عاشق بخواني

اما  افسوس كه تو بي اعتنا از كنارم گذشتي

تا اينكه ديروز قلبم بدست گرفته وخواستم برايت

بنويسم كه از تو واين همه بي خيالي وبي اعتنايي تو متنفرم

وقتي كه قلبم رو از روي كاغذ برداتم با تعجب!

مشاهده كردم كه نوشته ام تو را دوست دارم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/07/10ساعت 23:43  توسط جاسم  | 

می گویند

 

مي گويند طبيب دل بيماراني

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

فكر نكني از راه دور دارم سفارش ميكنم

به جون تو فقط يه ذره خواهش ميكنم

سريع زندگي كن

سخت عاشق شو

جوان بميرتا تصوير زيبايي از تو باقي بماند

دلم تنگ مثل ماهي تو تنگ

بدون آب دلم هم زبون مي خوات

دلم بازيچه  غم هاست

عشق حديثي است كه با يك نگاه

شروع وبا يك تبسم اوج وبا

اشكي به پايان مي رسد

بي تو بودن را براي باتو بودن دوست دارم

شانه هايت را براي گريه كردن دوست دارم

به او بگويد دوستش دارم

عاشقتر از عاشق تويي اي والي آسايشم

دلداده لايق تويي مايه آرامشم
+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/07/10ساعت 23:42  توسط جاسم  |